قیدارالنبی(ع)

  • تماس  

و اين انسان بودن است كه زيباست . . .

11 مرداد 1394 توسط حسيني
و اين انسان بودن است كه زيباست . . .

❤❤ مکالمه شوهر روستایی با تلفن بیمارستان برای همسر مریض ❤❤
(یکمی طولانیه، اما خوندنش خالی از لطف نیست)

از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می‌خواست او همان جا بماند. از حرف‌های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم.

یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می‌خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است. در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه‌شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می‌شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی‌کرد: «گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می‌روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس‌ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می‌شود. به زودی برمی‌گردیم…»

چند روز بعد، پزشکها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می‌کرد گفت: «اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه‌ها باش.»

مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.»

اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت، پرستاران زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند. عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت و وقتی همه چیز رو به راه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب‌های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی‌هوش بود.
صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی‌توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود. از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن می‌خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می‌خواست او همان جا بماند.

همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ می‌زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می‌شد. روزی در راهرو قدم می‌زدم. وقتی از کنار مرد می‌گذشتم، داشت می‌گفت: «گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می‌شود و ما برمی‌گردیم.»

نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. همچنان با تعجب به مرد روستایی نگاه می کردم که متوجه من شد، مرد درحالی که اشاره می‌کرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا این که مکالمه تمام شد.
بعد آهسته به من گفت: «خواهش می‌کنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندها را قبلاً برای هزینه عمل جراحیش فروخته ام. برای این که نگران آینده‌مان نشود، وانمود می‌کنم که دارم با تلفن حرف می‌زنم.»
در آن لحظه متوجه شدم که این تلفن های با صدای بلند برای خانه نبود! بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود.
از رفتار این زن و شوهر و عشق مخصوصی که بین شان بود، تکان خوردم. عشقی حقیقی که نیازی به بازی‌های رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد نداشت، اما قلب دو نفر را گرم می‌کرد.

❤ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷـﺪ، ﺑﺎ ﺷﮑﺴـﺘﻦ ﭘـﺎﯼ ﺩﯾـﮕﺮﺍﻥ، ﻣـﺎ ﺑﻬﺘـﺮ ﺭﺍﻩ ﻧﺨـﻮﺍﻫﯿﻢ ﺭﻓــﺖ!
❤ ﮐﺎﺵ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧد ﺑﺎ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺩﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﺎ خوشبخت ﺗﺮ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﯾﻢ…
❤ ﮐﺎﺵ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﺍﮔﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺷﮏ ﮐﺴﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻃﺮﻑ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﺑﺎﺧﺪﺍﯼ ﺍﻭ ﻃﺮﻓﯿﻢ…
❤ ﻭ این ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩن است که زیباست!

حسيني.خدابنده.زنجان.سطح3
مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

رتبه

    • امروز: 90
    • دیروز: 73
    • 7 روز قبل: 400
    • 1 ماه قبل: 8057
    • کل بازدیدها: 121927

    کاربران آنلاین

    • ترنم گل
    • آرام جانم
    • زفاک
    • نورفشان
    • مريم گلي
    • خلوت نشینِ گوشه‌ی گوهرشاد
    حضرت قیدار نبی با نام اصلی" قیدار بن اسماعیل بن ابراهیم" ایشان نوه حضرت اسماعیل و جد سي ام پیامبر گرامي اسلام است. این بقعه واقع در استان زنجان،شهرستان خدابنده،شهر قیدارمی باشد.

    آخرین نظرات

    • عابدی  
      • زینبیه ایوان
      در 10 رجب میلاد با سعادت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی(علیه السلام)مبارکباد.
    • مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر  
      • مرکز تخصصی نرجس خاتون (س)شاهين شهر
      در 10 رجب میلاد با سعادت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی(علیه السلام)مبارکباد.
    • مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر  
      • مرکز تخصصی نرجس خاتون (س)شاهين شهر
      در 10 رجب میلاد با سعادت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی(علیه السلام)مبارکباد.
    • مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر  
      • مرکز تخصصی نرجس خاتون (س)شاهين شهر
      در خدایا به حرمت صاحب الزمان(عج)
    • مدرسه علمیه امام خمینی ره رباط کریم  
      • مدرسه علمیه امام خمینی (ره)-رباط کریم
      در خدایا به حرمت صاحب الزمان(عج)
    •  
      • رنگ خدا
      • مدرسه معصومیه قیدار
      در 10 رجب میلاد با سعادت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی(علیه السلام)مبارکباد.
    • حسيني  
      • حسینی.خدابنده.زنجان
      در خدایا به حرمت صاحب الزمان(عج)
    • نظری در عصا ره بهشت
    • حيدري  
      • بهاردلها
      در 10 رجب میلاد با سعادت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی(علیه السلام)مبارکباد.
    • پگاه پرهون  
      • ندای اسلام
      • سیب ترش
      • اناردانه
      در 10 رجب میلاد با سعادت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی(علیه السلام)مبارکباد.
    • پگاه پرهون  
      • ندای اسلام
      • سیب ترش
      • اناردانه
      در 10 رجب میلاد با سعادت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی(علیه السلام)مبارکباد.
    • رحیمی  
      • محدثه بروجرد
      در 10 رجب میلاد با سعادت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی(علیه السلام)مبارکباد.
    • رحیمی  
      • محدثه بروجرد
      در د لم هواي تو كر د ه يا شمس الشــــــــــموس
    • رحیمی  
      • محدثه بروجرد
      در د لم هواي تو كر د ه يا شمس الشــــــــــموس
    • دختری از قبیله آفتاب  
      • پرنسس های چادری
      • Lord of peace
      • دختران قبیله آفتاب
      • منجی بشریت
      در طرح ملی نهضت حفظ قرآن کریم

    اوقات شرعي خدابنده

    • حسيني.خدابنده.زنجان.سطح3
    • تماس